دوباره می نویسیم..
چون نوشتن خودش سراغمان می آید!!
شاید هم به این دلیل که نمی دانیم چرا همیشه "فردا" می خوابیم که "امروز" بیدار شویم!!
************
کوتاه می نویسیم؛
چون حوصله ی آن همه حرف های زیاد که در سرمان است را نداریم!! خیلی زیادند آخر!!
*******
روحیه مان عالیست فعلا!!!!! :
کی فکرش را می کرد که "یاسمن" حسود در بیاید از کار؟؟
کی فکرش را می کرد که در پشت آن قیافه اش ، یک آدم ...که نه! حیوان مکار باشد؟
..یک آشغال عوضی باشد؟
..آره خود خودش را می گویم!!
خدایی خودش هم فکرش را نمی کرد!! شرط می بندد!!
ولی یکی این فکر را کرد...
مرسی که ما را به خودمان شناسانیدی!!
اجرت به قیامت!!
******
"پر دل" می شوییییم :
دلم آنقدر پر است که نگو!!
جواب یک سوال را بنویسی "آی دن نو" به انضمام چند تا شکلک!! جواب قشنگی می شود اگر به عمقش بروی استاد جان!
یک دانه هشتاد و دویی برای تکه پاره کردن می خواهم!! اصلا اگر اینها نبودند کی ها "مثلا" می شدند؟؟؟
لجمان را در نیاور!!!!!!!!!!
****
مرام کش می شویم:
این را در یافتیم که گاهی نیز "ز ِر" های زیادی باعث مرام کش کردن کسی می شود که هیچ ربطی به هیچ کسی/چیزی ندارد!!
(معنی این جمله اگر ثقیل است خودتان را نترکانید!! اشکال از فهمایش من بوده است!!هرچند امیدوارم حداقلش یک نفر این را خوبه خوب خرفهم شود که...)
***و....
سکوت می کنیم!!شاید فر اور؛
ولی صد هم از طرف این وآن معذرت حواله شود؛ ما که هیچ وقت این دلمان یادش نمی رود!! - می رود؟ دست خودمان نیست که!! - هست؟
عیبی ندارد!!
تا بوده همین بوده و تا هست...چنین است
2008.June.17.