خیلی جالبه امروز استاد کاملا ... که نه، ولی فهمید چه مه!
- "Our Jasmine seems to sit in her SHELL and doesn’t wanna get out of it!" …
و الخ.... .
چه قدر وقتی می شینم سر کلاسش احساس گریه بهم دست می ده!
گریه واسه اینکه چی می خواستیم بشیم و چی شدیم!!
که الآن اینجا چی کار می کنم؟
و و و و ....
ولی تنها کسی بود که تو زندگیم این همه تو دلم تحسینش کردم! >> ای ول ل ل ل استاد جونم!![]()
ولی آخرش نفهمیدم واسه چی چی بهم گفت : " ای بیگانه پرست!!! "![]()
راستش اصلا حال به کار انداختن Gray Cellz رو ندارم![]()
****************************************
یه چیزی هم اینجای گلوم گیر کرده بیشتر شبیه "گِله" شده تا چیز دیگه.
"خییییییییلییییییییی" جالبه بدونم یه سری ها " چرااااااا" ؟؟؟؟؟؟؟![]()
****************************************
ولی در کل امروز روز خیلی خوبی بود!![]()
کلی آهنگ گرفتم از محمد رضا ی "عزیز" ؛ الآنم دارم " مجنون لیلی" رو گوش میدم ؛ خدا رو شکر بالآخره یکی مودش به مودِ من خورد!
آخرشه!
...همم؟ قدیمیه؟ جدیده؟ ..به کسی چه؟![]()
P.S z!!!!!!
**از هر چه بگذریم ، شادمهر آهنگای غمگینش یکه یکه!
**کلا پیدا کردن ِ دوستای جدید همیشه به من خیلی چیزا یاد می ده! ولی نمی دونم چرا بعضیا می خوان زیادی وارد جزئیات ِ من بشن.. خوب معلومه که آخرش فرار می کنن!.. من یک عدد دهل می باشم که شنیدن آوازم از دور خوش است!!.. این تنها چیزیه که می تونم در دفاع از خودم بگم!![]()
** "ترس" ؟ آره من دیگه نمی ترسم! از چی بترسم؟ دوست دارم رک تر از اینی باشم که هستم! بازم به هیچ کی ربط نداره! ( هیچ کی یعنی یه سری یا!! )![]()
**دارم مثل سمیه می نویسم؟ دارم پ.ن زیاد می نویسم؟ ....! تازه فهمیدم این جور تقلید چیز ه جالبیه!![]()
** تازگیا یه چیز جدید دیگه هم فهمیدم :
Do NOT give even a SHIT to those whom you don like'em at all!
(Accordin'to Mr. M.Y) they just can fry bullshit!
**... هیچی قشنگتر از این نیست که بری تهران ، پیش کسی که هنوز دو روزه باهاش دوست شدی ، به کارش کار نداشته باشی ، به کارت کار نداشته باشه ، با حال هم باشه تازه ، با هم "نیما" بخورین ، و اینا!!...(حالا نمی دونم اون نظرش در این مورد مثبت بود یا نه!)![]()
**نمی دونم چرا استاد داوودی بهم گفت چرا با هم رشته ای هام نمی پرم زیاد ( یا یه چی تو این مایه ها!) ولی خوب من کلا مهندس ها رو دوست دارم!!! >>شاید به قول سمیه : از اونجایی که در ضمیر نا خودآگاهم همیشه می خاستم مهندس شم ...همیشه (کاملا اتفاقییییی) با مهندس – would be ها دوست می شم!!![]()
**خلاصه اینکه
- من صدای شادمهر رو خیلی دوست دارم ، نخ سوزن وختی غمگین می خونه و منم
