I don't have to tell you
What this - is all about
'cuz baby half the fun is
In us - figuring it all out
و امروز
دیگر
آن چنان هشیارم
که
بعید می دانم دیگر شاخه ی تیز تاریکی
به این راحتی ها
به سمت من نشانه برود؛
و امروز
بعد از چندین قرن – انگار –
تازه بیدار ِ بیدار شده ام!
و چه دنیا رنگارنگ تر شده است!
پرواز را دیگر فراموش نمی کنم!
دوری و دوستی را هر روز تکرار می کنم تا ملکه ی ذهنم شود.
امروز کشفی کردم!
من "کیمیاگر"م!
از روشنی های دوردست ِ روزهای کودکی ، هنوز ته مانده ای در پستو مانده بود ؛
آن ته مانده را هم – با لذت تمام – سر کشیدم ؛
مَستش شدم ؛
شاید که هشیاری ِغفلت اندود ِ قریب ِ کودکی ، فَرایَم بگیرد؛
کیمیاگرِ مست ، دیده بودی؟
10/01/87
