تبليغاتX
ماه بالای سر تنهایی است..
ماه بالای سر تنهایی است..
اینها خلاصه ی من است..
یکشنبه 1386/10/16
js 4 no go0d riizn ...  

 

 می گویم دلم از زمانه پر است،-

 [به سرعت می گوید:]"منظورت منم" ؟--

 - می گویم نمی خواهم جلوی چشمم آدمیزاد ببینم، فکر می کند برای خود شیرینی یا تقلید از اوست که می گویم.

- این ها را بی خیال!...خودت چطوری؟

...............................................................................

** ** **

اصلا میدانی؟ دلم کوچکی هایم را می خواهد، روزهایی را که من اصلا آدم بزرگ بودن را دوست نداشتم.

دوست نداشتم روزی برسد که تنها "عروسک" زندگی ام را بیندازم یک گوشه.

من کوچکی هایم را می خواهم، این را با چشمان پر اشک می نویسم تا باورت شود چقدر دلم تنگ شده

** **

چه خوب بود آن روزهایی که هر چه کتاب در کتابفروشی می دیدیم برایمان می خریدند

آن روزها خوب بود!

اگر گم می شدی حتما یکی بود که پیدایت کند

اگر کمک می خواستی، حتما  کسی پیدا می شد دُرُست کمکت کند

آن روزها هیچ وقت هیچ کس، هیچ چیز را فراموش نمی کرد

**

ولی خوب آن روزها،آن روزها بوده!

لابد مردم فرق خوب و بد را نمی دانسته اند!

حالا که می دانند،معلوم است که هیچگاه راه سخت و سنگلاخ خوب بودن را نمی روند!

حد اقل من که تا حالا ندیده ام!

اشکال از چشمان من که نیست،هست؟؟!

...............................................................................

**

راستی!

 یادت هست قبل اینکه بروی به من گفتی مواظب خودم باشم ؟

یادت هست می خواستیم مهندس شویم؟

 یادت می آید چقدر آن مانتوشلوار "عدسی" ات به من می آمد؟

روزهای کلاس ریاضی را چطور؟

 پینک فلوید، متالیکا...

Ash to Ash, Dust to Dust…

یادش بخیر چه قدر داد می زدیم وسط حیاطِ دبیرستان، تا صدایمان شبیه شود!

...............................................................................

**

ااااااااااَه! تو دیگه این وسط چی میگی، آدم برفی؟  -

-- .... !!

- نخیر! کسی با تو نبود! ببینم؟ نکنه هنوزم فکر می کنی مهمی؟..

-- ...شاید!

- هه! می شه بگی برای کی؟!!! اصلا... شما؟ برو مزاحم نشو!

************************************************************************************************************************************************************************