تبليغاتX
ماه بالای سر تنهایی است..
ماه بالای سر تنهایی است..
اینها خلاصه ی من است..
چهارشنبه 1386/10/12
Behind the do0r, should I open it for You? ...  

- ... باز هم دیر است.

-  این بار می خواهم تا شروع نشده تمامش کنم.

- دیگر خسته شدم بس که چراغ بدست ، گِردِ شهر همی گشتم!

- ترجیح می دهم در اتاقم زیر همین نور چراغ، بنشینم و هِی خودم را برای سایه ام معرفی بکنم.

- به قول سمیه، دو حالت دارد:
> یا من زیادی نازک نارنجی ام؛

> یا هوا بس "ناجوانمردانه" سرد است!

- وااااای! چقدر این دقیقه ها پس و پیش می شوند؟!

دقیقاً ساعت چند است؟

... یعنی باز هم دیر شد؟ .. نه!! چه زود!